ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۱ هجری شمسی به تفلیس سفر کرد. در جریان همین مسافرت بود که بسیاری از جلوه های صناعت جدید، در نظر شاه جلوه کرد و او را تحت تاثیر قرار داد. یکی از این صنایع، ترن بود. هنگامی که شاه در تفلیس سوار ترن شد، دل از کف داده مبهوت این وسیله شد .چندان نگذشت که شخصی به نام بواتال که یک مهندس فرانسوی بود، بعد از سفر شاه نزد وی آمد و پیشنهاد ایجاد یک خط آهن از تهران به حضرت عبدالعظیم را داد . از آنجا که ناصرالدین شاه خود به ترن سواری علاقه ای داشت و هنوز لذت سوار شدن بر ترن از زیر زبانش دور نشده بود، با این طرح موافقت کرد. بدین ترتیب، بواتال موظف شد تا یک خط آهن به طول ۷/۸ کیلومتر از تهران به حرم عبدالعظیم ایجاد کند و بدین ترتیب در سال ۱۲۶۵ قراردادی میان او و ناصرالدین شاه امضا شد .مهندس بواتال با کمک چند بلژیکی، شرکتی به نام شرکت راه آهن و تراموای ایران را با سرمایه ای معادل ۵ میلیون فرانک تشکیل دادند و خیلی زود مقدمات کار را فراهم کردند. قرار شد که لکوموتیوها و واگن های مورد نیاز که جمعا شامل ۵ لکوموتیو و ۲۰ واگن بود را در بروکسل ساخته و به صورت قطعات مجزا وارد ایران کنند. پس از چند ماه، ماشین آماده و از طریق خارطوم و بادکوبه وارد کشور شد و از آنجا به تهران رسید. چنین بود که ماشین دودی پس از ۲ سال کار و کارگذاشتن خط آهن ۹ کیلومتری در تهران متولد شد.
لذت سواری
…………..
وقتی که شاه بر کالسکه طلایی و سلطنتی خود از عمارت ارگ جدا می شد و به سمت میدان قیام که ایستگاه سنگی ماشین دودی در آن بنا شده بود و در جنوب طهران قرار داشت می رفت، لذت ترن سواری در شهر تفلیس را به یاد آورد. او خوشحال بود که در طهران ترن ماشین دودی به کار افتاده و مردم هم می توانند به یمن زیرکی های او از صناعات جدید بهره مند شوند. زمانی که او بر سنگفرش میدان قیام قدم گذاشت، جماعت بسیاری از مردم را دید که به دیدن این هیولای عجیب آمده اند. برای اولین بار شاه با هراس برآمده از جمعیت همگام شد و پا به واگن گذاشت. هنگامی که این وسیله عجیب به پیش می رفت دوباره او همان لذت ترن سواری را یافت. شاید درست در این لحظات بود که دوباره او دهان باز کرد و گفت: ” سوار شدن بر ماشین دودی اوقات ما را خوش می کند .” همین جمله کافی بود که از فردا مردم به این وسیله عجیب نام ماشین دودی بدهند.
زیر گرفتن ماشین دودی کربلایی را !
……………………………………..
چندان از روزهای شکوهمند ماشین دودی نمی گذشت که هر بار خبر کشته شدن یک نفر به گوش می رسید و مردم را خشمگین می کرد. در یکی از روزها ماشین دودی مردی را که تازه از سفر کربلا بازگشته بود، زیر کرد و پاهایش هم قطع شد. پس از چند روز او مرد و همین کافی بود تا مردم خشمگین به ماشین دودی حمله و تمام ایستگاه های آن را تاراج کنند و با چوب و چماق به جان این هیولای بزرگ آهنی بیفتند.
عاقبت نفسش برید !
…………………….
وقتی که ناصرالدین شاه در یکی از روزهای دی ماه ۱۲۶۷ خورشیدی سوار بر ماشین دودی با خنده ای بلند به ملازمان درگاه گفت: ” حتی کلاغان و پرندگان از ما عقب افتاده اند “نمی توانست به ۷۰ سال بعد اندیشه کند و سکون چرخ های سنگین و از نفس افتاده این وسیله را در نظر آورد . درست در سال ۱۳۴۱ بود که برای آخرین بار این وسیله از نفس افتاد و خیلی زود به تلی از آهن و فولاد تبدیل شد. حالا بعد از گذشت قریب به ۱۲۰ سال، از ماشین دودی تنها نام و خاطره ای برجای مانده و کمتر کسی می داند که هنوز هم تعدادی از آنها در گوشه ای از تهران حضور دارند . از تمام آن ماشینهای دودی ، تنها ۳ لکوموتیو بر جای مانده است؛ لکوموتیوهایی که هیچ نشانی از گذشه ندارند و مانند هیولای های بزرگ فلزی در چند جای مختلف شهر، دورافتاده از هم روزگار می گذرانند و در زیر برف ها، باران ها و تابش خورشید، نشانی از جنب و جوش ندارند .
یکی از این لکوموتیوها به همراه یک واگن هم اکنون در ایستگاه مترو شاه عبدالعظیم قرار دارد که مرمت شده و در معرض دید عموم قرار دارد.
دو ماشین دودی دیگر چندان اوضاع مساعدی ندارند. یکی از آنها در محل ایستگاه تهران واقع در میدان قیام « میدان شاه » همانجایی که برای آخرین بار از حرکت ایستاد، همچنان روی همان ریل های اصلی متوقف باقی مانده است و ماشین دودی دیگر در پارک ملت قرار دارد که در زیر برف و باران، رها شده و مانند تلی از آهن قراضه به نظر می رسد که به محلی برای نوشتن یادگاری ها و بازی کودکان بدل شده است.
اولین بلیتی که در زمان ناصرالدین شاه برای ماشین دودی چاپ شد سه شاهی قیمت داشت، در زمان مظفرالدین شاه به پنج شاهی و زمان احمدشاه به _هفت شاهی و پس از آن به ۱۰ شاهی رسید.
روزهای آخر قبل از برچیده شدن ماشین دودی قیمت بلیت آن دو ریال و نیم بود.
گار ماشین
………….
گار ماشین که گاه به اشتباه «گارد ماشین» نیز گفته میشود ، نام محلهای در جنوب تهران دورهٔ ناصری بود که ایستگاه ماشین دودی موسوم به گار ماشین در آن قرار داشت.
گار (به فرانسوی: gare) واژهای فرانسوی به معنای ایستگاه میباشد. امتیاز احداث اولین خط آهن ایران که تهران را به شاهعبدالعظیم در شهر ری متصل مینمود را مهندسی فرانسوی به نام موسیو بواتال در دسامبر ۱۸۸۶ از ناصرالدین شاه قاجار گرفت. دلیل او برای احداث خط آهن در این مسیر وجود تعداد بسیار زیاد زواری بود که سالانه به زیارت حرم شاهعبدالعظیم میرفتند.
این خط آهن از نزدیکی دروازه خراسان (میدان قیام امروزی) شروع میشد و در نزدیکی بقعهٔ شاه عبدالعظیم در شهر ری به پایان میرسید. در این دو نقطه، عمارتی که فرانسویها گار مینامیدند به عنوان ایستگاه احداث شد. از آنجا که دارالخلافه تهران در آن زمان این وسیله را که دود زیادی تولید میکرد به جای ترن، ماشین دودی مینامید، ایستگاهش نیز به گار ماشین شناخته شد.
گار ماشین تهران در خیابان خراسان ده هزار متر مربع مساحت داشت و عمارت آن دارای شش ستون رومی به ارتفاع ۵ متر بود که هنوز نیز پابرجاست . خیابان ری امروزی را به نام خیابان گار ماشین میشناختند. این محل تا پیش از ساخته شدن عمارت گار ماشین در آن، مکانی بود که مسافرین با استفاده از دواب و چهارپا به شاهعبدالعظیم مسافرت مینمودند .
ایستگاه ماشین دودی تهران در حال حاضر به پارک کوثر تبدیل شده است و در ۱۳۷۱، به منظور حفظ آثار تاریخی منطقه، ساختمان آن را بازسازی نموده و پس از مدتی به خانهٔ فرهنگ تبدیل نمودند که هم اینک با نام خانه فرهنگ و نگارخانه کوثر به ارائه خدمات فرهنگی، هنری و ورزشی به بازدیدکنندگان میپردازد .
منبع : مختلف از جمله روزنامه همشهری ۱۱ بهمن ۱۳۸۳ شماره ۳۶۲۲
دیدگاه ها